عبدالرضا هلالی:منتظر دستور مراجع هستیم

عبدالرضا هلالی:منتظر دستور مراجع هستیم

هلالی در ادامه خطاب به شاهین نجفی تاکید کرد: آن طرف این کره خاکی که هیچ، بری توی ماه هم میایم سراغت و باور بکنید که این کار را هم می کنیم و به امام حسین(ع) قسم ما فقط منتظر دستور مراجعمون هستیم.
به گزارش جهان به نقل از عصر امروز ، عبدالرضا هلالی از مداحان کشور در مراسم شب ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س) با خواندن ابیاتی در مدح امام هادی(ع) سخنانی را در خصوص خوانند مرتد شاهین نجفی ایراد کرد که در ادامه می آید:

نقی نامی که فخر آسمان است

تلفظ کردنش خط دهان است

ز القاب امام هادی ماست

امامی که عزیز شیعیان است

امام ماه روی باوقاری

که جد حضرت صاحب زمان است

زلال چشمه های او پاک تر از

همان نهری که در جنت روان است

نقی چون مظهر پاکی ست نامش

برای قرن آسوده گران است

به نام مادر آیینه سوگند

همان که صبح چشمش جاودان است

نخواهد از نفس افتاد این عشق

که از هادی به قلب عاشقان است

به کوری دو چشم آن حقیری

که از فرط حقارت بد دهان است

به هر دیوار این دنیا نوشتیم

نقی زیباترین نام جهان است

دشمنان اهل بیت کور خوانده اند، آنهایی که وهابی هستند و وهابی صفت اند و با برنامه می خواهند ضربه بزنند ،حالا چرا امام هادی؟ این زیارت جامعه کبیره رو باید بیشتر رفقای جلسه بهش بپردازند، زیارت جامعه کبیره را باید بیشتر در جامعه گسترش داد و روی آن کار کرد، آنها فهمیدند که راهکار کوبیدن شیعه کوبیدن زیارت جامعه کبیره است و اگر بخواهند جامعه کبیره را بکوبند باید امام هادی را بکوبند و نامش را ازبین ببرند، نعوذاَ بالله به تمسخر می گیرند و قصد دارند خدایی نکرده بی احترامی کنند، انشاءالله که رفقا بیشتر دقت کنند و در فضای مجازی اینترنت آن بیانات حضرت امام هادی(ع) را بیشتر رواج بدهند، زیارت جامعه کبیره را برای همدیگر بخوانید و به معتای آن توجه کنید؛ این وظیفه ایست که باید انجام بدهیم.

هلالی در ادامه خطاب به شاهین نجفی تاکید کرد: تا زمانی که مراجع و بزرگان ما دستور بدهند صبر می کنیم که اگر این اتفاق بیافتد آن طرف این کره خاکی که هیچ، بری توی ماه هم میایم سراغت و باور بکنید که این کار را هم می کنیم و به امام حسین(ع) قسم ما فقط منتظر دستور مراجعمون هستیم، چندین شب ما و دوستانمون از این موضوع خواب ندارند خیلی وقته شروع شده که هی گفتند، الان زمان آن است که به آن بپردازیم.

حالا که فعلا از طرف بزرگان و مراجعمان حکمی نیامده است زمان آن است که به بحث جامعه کبیره و احادیثی که در رابطه با امام هادی(ع) بپردازیم و خداوند انشاءالله به همه شما خیر بدهد.

امنیت اخلاقی از نگاه امام هادی(ع)

امنیت اخلاقی از نگاه امام هادی(ع)

امام هادی (ع) حجاب کامل زنان را در مقابل کودکانی که خوب و بد را نمی فهمند، ضروری نمی داند. اما از باز گذاشتن سر و بد حجابی در برابر مردان نامحرم، اگر چه رفت و آمد زیادی هم به خانه دارند، نهی فرموده است.[24]

حرمت مسکرات

یکی از ابزارهایی که به امنیت اخلاقی جامعه صدمه زیادی می زند، استفاده از مسکرات است که از گذشته های دور وجود داشته و همواره بشر را به سمت فساد کشانده است. یکی از مهم ترین دلایل حرمت شراب، این است که عقل را زایل می کند. به همین دلیل، هر ماده ای که بر عقل انسان خدشه وارد کند و او را از حالت عادی خارج گرداند، مسکر و حرام است.

امام هادی(ع) در جواب نامه ای که در همین زمینه پرسش شده بود، فرمود:

«کل مسکر حرام؛[25] هر چیز مست کننده ای حرام است».

از آنجا که مخالفت عمدی با حکم خداوند، با این نیت که حکم خداوند را قبول ندارد باعث کفر انسان می شود، امام هادی(ع) در جواب نامه ای که از شارب خمر پرسیده شده بود، فرمود: «شارب الخمر کافر».[26]

نفی روابط آزاد جنسی

امام هادی (ع) در مقابل کسانی که همجنس بازی را جایز می شمردند، فرمود: «لعنة الله علی من فعل ذلک؛[27] خداوند کسانی را که چنین کارهایی انجام می دهند، لعنت کند».

و در حدیث دیگری که از توبه همجنس بازان پرسیده شده بود، فرمود: «القتل؛[28] توبه ای جز مرگ برای او نیست».

این برخورد شدید با روابط نامشروع، نشانه قدرت تخریب فراوان این امور در زندگی بشر است.
یاد مرگ

اگر انسان معاد را فراموش کند و تنها همین زندگی پست بشری را ببیند، هیچ عاملی او را از غرق شدن در ورطه گناهان نگه نمی دارد.

یاد مرگ، شیطان و وسوسه هایش را دور می کند. اهل بیت در روایات زیادی این نکته را گوشزد کرده اند و سیره عملی امام هادی(ع) نیز گواه بر این مدعاست.

متوکل در مجلس عیش خود هنگامی که از حضرت امام هادی (ع) خواست شعری بخواند، با اشعاری مواجه شد که امام مرگ را برای او یادآوری کرد و بدین سان مجلس شراب آنان دگرگون شد.[29]
برخورد قاطع با متجاوزان

در میان افراد جامعه، عده ای هستند که به دلیل فراموشی خدا و قیامت، هنجارهای جامعه را برنمی تابند؛ به گونه ای که تذکر و موعظه در این گونه افراد تأثیری ندارد. امام هادی(ع) درباره این افراد می فرماید:

«الحکمة لا تنجع فی الطباع الفاسده؛[30]

حکمت، اثری در دل ها و قلب های فاسد نمی گذارد».

تنها راه مبارزه با این گونه افراد، برخورد قاطع است.

[25] . موسوعة الامام الهادی، ج 2، ص419.

[26] . همان.

[27] . همان، ج2 ، ص 439، به نقل از استبصار، ج4 ،ص222، ح 829.

[28] . همان.

[29] . سیره عملی اهل بیت، امام علی هادی، ص 12.

[30] . چهل داستان و چهل حدیث از امام هادی(ع)، عبدالله صالحی، نشر مهدی یار، چ 1، 1381، ص129، به نقل از اعلام الدین ، ص 311.

بگذارید گمنام بمانم…

بگذارید گمنام بمانم...

بگذارید گمنام بمانم...



بگذارید گمنام باشم، به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا ، افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند.شهید دهنویان

دیندار واقعی

دیندار واقعی

دیندار واقعی

دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند و گرنه در راحت فراغت و صلح چه بسیارند اهل دین.شهید سید مرتضی آوینی

تصاویر دیده نشده از شهید مرتضی مطهری

همراه امام

همراه امام

همراه امام

همراه امام

همراه امام

همراه امام

همراه امام

همراه با علامه طباطبایی

همراه با علامه طباطبایی

محل شهادت شهید مطهری

محل شهادت شهید مطهری

پیکر مطهر پس از شهادت

پیکر مطهر پس از شهادت

مناجات های شهید تورجی زاده

سلام
مناجات های شهید تورجی زاده را گذاشتم در سایت.توصیه می کنم حتما دانلود کنید.خیلی سوز داره
مناجات 1
مناجات 2
مناجات 3
دعای توسل در گلستان شهدای اصفهان (بخش اول)
دعای توسل در گلستان شهدای اصفهان (بخش دوم)
زیارت عاشورا

شهیدی که مورد عنایت حضرت زهرا سلام الله علیها بود…

شهید محمد رضا تورجی زاده

شهید محمد رضا تورجی زاده

زندگی نامه شهید محمد رضا تورجی زاده

شهید محمد رضا تورجی زاده در سال چهل و سه در شهر شهیدان اصفهان به دنیا آمد . در همان دوران کودکی عشق و ارادت به خاندان نبوت و امامت داشته و با شور وصف ناپذیر در مجالس عزا داری شرکت می نمود . در کودکی بسیار با وقار نظیف و تمیز بوده به گونه ای که در میان همگنان ممتاز بود.

ایشان دوران تحصیل را همراه با کار و همیاری در مغازه پدر آغاز نمود . پدرش به دلیل علایق مذهبی برای دوره ی راهنمایی به مدرسه ی مذهبی احمدیه ثبت نام نمود .

کلاس سوم راهنمایی شهید مقارن با قیام مردم قم شده بود که شهید با جمعی از دوستان هم کلاسی ،چند نوبت تظاهراتی در مدرسه تدارک دیده و از رفتن به کلاس خودداری کرده بودند . با اوج گرفتن انقلاب ، شهید با چند تن از دوستان فعالیت های سیاسی خود را در مسجد ذکر الله آغاز نمود و در تظاهرات ضد حکومت شرکت می نمود که چند بار مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفت . شب ها را شعار نویسی و چاپ عکس حضرت امام روی دیوار ها اقدام می نمود . با پیروزی انقلاب فعالیت های خود را در مسجد ذکر الله و حزب جمهوری اسلامی و دیگر پایگاه های انقلابی پیگیری نمود . وی که از فعالان مبارزه با گروهک های ضد انقلاب و بنی صدر بود بار ها مورد ضرب و شتم طرفداران بنی صدر و اعضای این گروهک ها قرار گرفت .

ایشان به شهید مظلوم بهشتی و آیت الله خامنه ای علاقه ی فراوانی داشتند .

شهید تورجی زاده مداحی و روضه خوانی را در دبیرستان هاتف با دعای کمیل آغاز کرد

شبهای جمعه در جمع دانش آموزان زیبا ترین مناجات را با خدای خویش داشت .

در سال شصت و یک به جبهه عزیمت نمود و در تیپ نجف اشرف به خدمت مشغول شد . و در عملایات های محرم والفجر ها و کربلا ها شرکت نمودند .پس از عزیمت به جبهه در جمع رزمندگان به مداحی و نوحه سرایی پرداخت و بسیاری از رزمندگان جذب نوای گرم و دلنشین او می شدند و در وصیت نامه های خود تقاضا داشتند در مراسم هفته ی آن ها ایشان دعای کمیل را بخوانند . این علاقه و تقاضا های رزمندگان بود که باعث شد ایشان هیئت گردان یازهرا را تاسیس کنند که هر دوشنبه در جبهه در محل گردان و در هنگام مرخصی در اصفهان برگذار می شد . که این هیئت بعد ها به هیئت محبان حضرت زهرا و هیئت رزمندگان اسلام شهر اصفهان تغییر نام داد.

شهید به حضرت زهرا سلام الله علیه علاقه ی وافری داشتند و در غالب مداحی هایشان از مصائب ایشان می خواندند . همچنین ایشان وصیت نمودند که بروی سنگ قبر ایشان بنویسند : یا زهرا

ایشان به نماز اول وقت اهمیت فراوانی می دادند . و قران کریم را بسیار تلاوت می نمودند . همیشه دو ساعت قبل از نماز صبح به راز و نیاز می پرداختند . صدای گریه های ایشان بعضا موجب بیدار شدن دیگران می شد . این عبادت و راز و نیاز با معبود تا طلوع آفتاب ادامه داشت .

ایشان در جبهه بار ها مجروح شدند به گونه ای که در میان دوستان به شهید زنده معروف شدند . و هر بار پیش از بهبودی کامل باز به جبهه عزیمت کردند .

سر انجام این مجاهد خستگی ناپذیر در پنجم اردیبهشت سال شصت و شش در ارتفاعات شهر بانه در استان کردستان در ساعت هفت و سی دقیقه صبح حین فرماندهی گردان یا زهرا در سنگر فرماندهی به شهادت رسیدند . جراحتی که موجب شهادت ایشان شد همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان

شهادت ایشان  همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان

شهادت ایشان همچون حضرت زهرا بود : جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان

مولای ما…

مولای ما...

مولای ما...

فنای در خامنه ای ، فنای در خداست…

همسنگر دیروز تو…

همسنگر دیروز تو...

همسنگر دیروز تو...

او را میشناسی؟
این همان همسنگر دیروز توست…
شهید تفحص شده در منطقه فکه شمالی

12279 روز عادت

12279 روز عادت

12279 روز عادت

تصویر اول/ 34 سال

34 سال گذشته است؛ سنش از هشتاد سالگی رد و لابد الان خمیده قد شده است. چون قامت بلندش به سقف کوتاه زندان عادت کرده است. زندانبان‌هایش هم پیرشده‌اند. اگر مریدش نشده باشند، دست‌کم با روحیه‌ای که امام دارد، رفیقش شده‌اند، شاید پنهانی خبرها رو به او داده باشند. شاید با خبرهای جدیدی که گاه و بیگاه شنیده باشد، به بی‌خبری زندان عادت نکرده باشد.
لابد در همه این سال‌ها خبرگرفتن از خانواده‌اش، برایش اولویت داشته است. در تنهایی زندان بچه‌ها را به صف کرده و یکی یکی سراغشان را گرفته است: صدری، حمید، حورا و ملیحه. در خیالش با خانم و بچه‌ها سر سفره نشسته‌اند و حرف زده‌اند. ملیحه که کوچکتر بوده روی پای پدر نشسته و پدر دستی بر سرش کشیده است. 34 سال تنهایی فرصت زیادی به آدم می‌دهد که به رویاهایش عادت کند. به یاد همسری باشد که بیش از همه از دوری رنج کشیده است. به یاد برادران و خواهرانش و عزیزان دیگر.
34 سال اینقدر زیاد است که بشود مفصل به همه اینها فکر کرد. خیلی‌های دیگر هم هستند که لابد در این سال‌ها به فکر آنها بوده است و سعی کرده از آنها خبری بگیرد. اگر خبری نگرفته باشد، در خیال‌هایی که در زندان سراغ آدم می‌آید، شاید به ساختن تصویری مثبت از دنیایی که در آن نبوده است، عادت کرده باشد. اگر هم خبر گرفته باشد که … کلا ویژگی خبر این است که نمی‌گذارد به چیزی عادت کنی. هرچند که بعد از 34 سال شنیدن خبرهای مختلف، شاید به همین هم عادت کرده باشد. در این سال‌ها، که کم هم نیستند، آدم به همه چیز عادت می‌کند. اگر کاغذ و قلم و کتابی در اختیارش بوده به نوشتن و خواندن عادت کرده و اگر هم اینها نبوده‌اند، لابد به رویاهایش عادت کرده است. بالاخره این همه سال گذشته است. بچه‌ها دیگر جاافتاده شده‌اند. حتما نوه‌هایی دارد و لابد خیلی از دوستانش شهید شده‌اند یا فوت کرده‌اند. حالا دیگر امام موسی صدر به رویای همه اینها عادت کرده است.

تصویر دوم/ 50 سال
۵۰ سال گذشته است. موسسات امام موسی صدر، ۵۰ سال است در لبنان فعال هستند. ۵۰ سال است میراث امام موسی صدر در لبنان دوام پیدا کرده و بسط یافته است. اما فقط ۱۸ سالش را امام در لبنان بوده و بقیه سالهایش در اسارت گذشته است.
اگر یکی از زندانبان‌ها مرید امام شده باشد و گاه و بیگاه خبرها را به او بدهد، حتما خیلی جدی پیگیر خبرهای موسسات بوده. آخرین خبرها از فرزندانش در جبل عامل و مدرسه پرستاری و خانه ایتام؛ شاگردانش در حرکه المحرومین و جنبش امل و دوستانش در خط مقدم مقاومت لبنان همیشه سوژه خبرهایی بوده‌اند که دنبال می‌کرده. مؤسسات در همه این سال‌ها بردوش دیگران اداره شده‌اند و در میان همه آنها ربابه خانم سرآمد است. او که از همه بیشتر کنار برادر بوده است و در این سالها هیچوقت به نبودنش عادت نکرده است. لابد آقا موسی هم همیمنطور است. وقتی بیاید، که به نظرم خیلی نزدیک است، اول از همه از ربابه می‌پرسد که موسسات به کجا رسیدند؟ بچه‌ها از آب و گل درآمدند؟ شیعیان آبرودار لبنان شدند؟

تصویر سوم: ۳۰ سال
شمس و مولانای لبنان بوده‌اند. 34 سال است امام موسی صدر ربوده شده است و 31 سال است که چمران به شهادت رسیده است. نسبت او با امام صدر، نسبتی چندجانبه بوده است. همراه و همدل همیشگی امام صدر سالهاست بار سفر را بسته است و به نبودن امام موسی صدر عادت نکرده است. حتما در این سال‌ها، امام همیشه به یاد چمران بوده است و به نبودن او عادت نکرده است. همیشه منتظر بوده چمران با یک تیم آموزش دیده از بچه‌های لبنان بیاید و او را از بند به در آورد. لابد به این انتظار کهنه هم عادت کرده است. سی سال است که چمران در بین ما نیست، اما در ذهن امام موسی صدر بوده است.

تصویر چهارم: پیگیری
34 سال است در بند است. نه ملاقاتی، نه تلفن و نه نامه. ممکن است زندانبان‌ها مهربان نبوده‌اند و از ترس مافوق جواب سلامش را هم نداده باشند. تصویر ترسناکی است یک عمر به تنهایی عادت کردن. آن هم برای کسی که میان مردم بودن برایش اصل اول بوده است. در این تنهایی شاید به این هم فکر کرده باشد که چرا از کسی خبری نمی‌شود. چرا کسی به سراغ قدافی نرفته است. اگر بی‌خبر باشد از روزگار، شاید با خیال‌های خوب، خیال‌های بد را کنار بزند. شاید فکر کند دیگر یارانش هم در بند شده‌اند، یا نظام جهانی به دست کسانی افتاده است که توان پیگیری را از دوستان و خانواده سلب کرده‌اند. ولی اگر باخبر باشد و بداند … سخت است بعد از این همه سال پیگیری بی‌نتیجه در چشم امام موسی صدر نگاه کردن. لابد چشمهایش، با آن نفوذ و مهر، پرسش‌گر هم بشوند: این همه سال چه شد؟ چه چیزی مهمتر از امامی که در بند بوده است. لابد در زندان با خودش فکر کرده و همه را بخشیده است. غیر از این کرده باشد، شرمنده هستیم که حتی اگر بند از پایش گشوده شود، به دیدارش برویم. چشمانش را ببینیم و خیلی راحت بگوییم: چشم انتظارت بودیم امام.

تصویر پنجم: مقصر اصلی
پیگیری نشدن این پرونده مقصر اصلی ندارد. مقصر اصلی پیگیری نشدن ربودن امام تفرعنی است که در وجود خیلی‌ها بود و در قذافی تجسد یافت. خیلی‌ها که امروز به ندیدن امام عادت کرده‌اند، امام نگذاشت مردم به ظلم آنها عادت کنند و آنها سعی می‌کنند به نبود امام عادت کنند و دیگران را هم عادت دهند. وقتی همه عادت کنند از دست وکیل و خانواده کاری برنمی‌آید. خبرهای بد و دروغ‌های فراوان، عادت‌های بد را تقویت می‌کنند؛ می‌گویند این همه سال گذشته است و دیگر خبری نیست. در نگاه آنها که عادت می‌کنند بی‌خبری خوش خبری نمی‌شود، بی خبری بی‌خبری است،‌ بی عملی است. چیزی است که نتیجه‌اش وضعیت امروز امام موسی صدر است. وضعیتی که نتیجه همه عادت کردن‌هاست.
منبع:www.imamsadr.ir